خرید بک لینک

تابحال هیچ مرگی با دلیل ندیدن یک فیلم سینمایی/سریال، نخواندن یک کتاب، گوش ندادن یک موسیقی یا نشناختن یک سلبریتی گزارش نشده.

لطفا در مواجهه با کلماتی از قبیل ندیدم، نخواندم، نشنیدم و نمیشناسم، اموجی چشم گرد و پوکرفیس و کلمهی "وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای" تحویل ندهید.

باور کنید میشود با آرامش پیشنهاد و دلیل پیشنهاد را گفت و نمرد. تست شده، عوارض جانبی هم ندارد.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:29

کاش یک سال بساط انتخابات توی ماه رمضان بیوفتد، ببینیم که زبان روزه هم می تواند انقدر دروغ و مهمل ببافد و تهمت بزند؟ تازه آن وقت است که شرط اول کاندیداها، یعنی "دیندار" بودن و در پی آن صلاحیت واقعی شان مشخص میشود. البته اشاره به شخص خاصی ندارم، کلا

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:59

مثل خری که به صاحب مهربانش لگد زده، از اینکه برای آزمون ارشد ثبت نام نکرده ام پشیمانم...

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

عموم تلاشم در زندگی این است که وقتی در یک جمعی دهانم را به حرف زدن باز می کنم، باعث شکل گیری جمله ی "وای خدای من چقدر احمقه!" در ذهن دیگران نشوم. در غیر این صورت، عقل سلیم حکم می کند که بسته بودنش به صلاح تر است.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

حضور تربچه وسط سبد سبزی خوردن، یحتمل یکی از بزرگترین تضادهای دم دستی است که آدم شاید هر روزآنرا می بیند و رد میشود و گاهی هم توجهش را جلب میکند. اگر از نظر رنگ بررسی کنیم، تربچه و سبزیهای دیگر رنگهای متضاد و در عین حال مکمل دارند و اوج جلوه و سرز

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

I do not know what it is about you that closes and opens; only something in me understands the voice of your eyes is deeper than all roses nobody, not even the rain has such small hands... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

خداوندا، شهردارمان درگیر کلکلها و افشاگریها و بگمبگمهای انتخاباتیست.

لطفاً، خواهشاً، التماساً، فعلا سیل نفرست. گناه داریم.


اسم سرخپوستی امروز: برآب رفتهی انگشتر گم کرده درحال سگ لرز


پ.ن:این از مدیریت یک شهر، خدا به داد کشور برسد...

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

Bullshit Alert -_-

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:01

دو هفته گذشت... کی باور میکند؟ انگار همین دیروز بود که برای اولینبار در این خانهی زیبا قدم گذاشتم و محو شگفتیهایش شدم، و وقتی به من گفتهشد که قرار است قسمتهایی از آن را مرمت _و دقیقتر_ نقاشی کنم، حسابی وحشت کردم. من کی باشم که جرات کنم روی خط یک هنرمند بزرگ خط بکشم؟ اما بعد فکر کردم که اگر من انجامش ندهم یک نفر دیگر این کار را میکند. و شاید آن یک نفر به اندازهی من این چیزها را محترم نشما

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:16

دایی داشت از زمانی تعریف میکرد که با ال ممد رفته بودند شمال. ال ممد اسم ماشینش است، یک ال نود سفید که پلاکش با "م" شروع میشود و برای همین این اسم را رویش گذاشته اند. به انیمیشن ماشینها فکر کردم و اینکه اگر این ماشین یکی از شخصیتهایش بود، میتوانست گندهی یک باند خلافکار کارتل دار ایرانی-مکزیکی باشد...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

بعد از مدتها، این هفته به خانه برگشتهاند. دوتایشان دست یک آدم مطمئن بود، اما فکر میکردم دوتای دیگر را برای همیشه از دست دادهام... و میدانید که چه حس ناراحتی است. مخصوصا اینکه کتاب سمفونی مردگانم سنش از من هم بیشتر است و این دنیای سوفی، از اولین نسخه های چاپ شده در ایران است. فکرش را بکنید آدم ا

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

#بی_نظیر #ببینید


برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

1. به امید اینکه می توانی کسی را تغییر بنیادی بدهی با او ازدواج نکن.

2. به امید اینکه می توانی مدل ساخته شده در Zbrush را در 3دی اس مکس ساده کنی آن را ایمپورت نکن.

3. به امید اینکه فلان آدم را توی مهمانی تحت تاثیر قرار بدهی، فلان لباست را نپوش.

4. به امید اینکه تندی فلفل از بین برود، آب نخور.

5. و مهمتر از همه، به امید "بعدا"، "حال" ت را خراب نکن.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

1. نمی دانم چرا چندوقتی است که به مرض پیشنویس کردن پستها مبتلا شدم. از آن مدلها که آدم فقط می خواهد با ملودی تق تق کیبرد، ذهنش را خالی کند. حتی با همین دست دردناک. قضیه ی دستم این است که دیروز توی باشگاه خر بازی درآوردم و نزدیک بود مویرگش پاره شود، اما فکر کردم که چقدر دلم می خواهد به سراغ TRX بروم.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

روی صندلی کنار کانتر نشستهبودم و داشتم یکی از طاقت فرساترین کارهای دنیا را انجام میدادم: پاک کردن برنج. علت طاقت فرساییاش این است که اگر تمرکز نابودی داشتهباشی، در حینش عملا هییییچ کار دیگری نمیتوانی انجام بدهی. حتی فکر کردن. چندبار خیز برداشتم که هدفون و گوشیام را بیاورم، اما به این فکر کردم

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:25

صفحه بندی